على محمدى خراسانى

191

شرح منطق مظفر (فارسى)

3 . تمثيل نوع سوم ، از انواع حجت به لحاظ هيئت و شكل « تمثيل » است كه در رابطهء با آن سه بحث مطرح است كه به ترتيب عنوان مىشود : بحث اول . تعريف تمثيل : تمثيل در لغت عرب به معناى تشبيه كردن شيئى به شىء ديگر ، در وصفى از اوصاف بارز آن شىء است ، مثلا مىگوييم : « زيد در شجاعت مثل شير است » و در اصطلاح منطقيون اين است كه ذهن ما از حكم يكى از دو شىء به حكم شىء ديگر منتقل شود و بدين وسيله وضعيت آن را نيز روشن سازد ، و اين انتقال بر اساس وجود يك قدر مشترك و جامع ميان آن دو موضوع باشد ، به تعبير ديگر تمثيل عبارت است از اثبات حكمى در يك جزئى ، به دليل ثبوت آن حكم در جزئى ديگرى كه با آن جزئى اول مشابهت داشته و ميان آن دو وجه شباهتى وجود دارد ؛ و باز به تعبير ديگر از حال يك جزئى بر حال جزئى ديگر استدلال كردن . ( نكته : تعبير به جزئى كامل نيست و بهتر آن است كه بگوييم : استدلال از حال موضوعى بر حال موضوع ديگر ، چه اين دو موضوع جزئى باشند مثل اين انسان و آن انسان و يا هردو كلى باشند مثل خمر و نبيذ كه در مثال اين بحث به آن اشاره مىكنيم ) . ضمنا اين تمثيلى كه منطقيون مىگويند در واقع ، همان قياسى است كه فقهاء و اصوليين مطرح مىكنند و ميان فقهاء عامه و خاصه در رابطه با حجيت آن اختلاف است : فقهاء عامّه غالبا طرفدار قياس بوده و آن را يكى از ادّله احكام شرعى ، و از منابع فقه و استنباط برمىشمرند ولى دانشمندان اماميه به پيروى از پيشوايان معصوم شيعه ، بويژه امام جعفر بن محمد الصادق عليه السّلام منكر قياس شده و حجيت آن را به شدت نفى مىكنند و برآنند كه عمل به قياس در شريعت مايهء اضمحلال و نابودى احكام شريعت اسلام مىگردد . « 1 » مثال : فرض كنيد ما از خارج احراز كرديم كه نبيذ ( شراب خرما ) ، يا فقاع از حيث تأثيرگذارى در سكر و مستى مانند شراب است و همانطورى كه شراب شاربش را مست و مدهوش مىسازد نبيذ هم موجب مستى و زوال عقل مىشود و از طرفى هم از راه

--> ( 1 ) . تفصيل اين مباحث را همراه با ادّله طرفين در شرح اصول فقه جلد سوم و شرح اصول استنباط جلد دوّم بيان كرده‌ام .